شعر هزارگی
برگزیده اشعار زیبای هزارگی
از شاعر جوان و با استعداد ناصر نادر

چیمایت پور خوماره بندی دیل مه
وفایت بی شوماره بندی دیل مه
مه ره پیچیق کنو شیفتی بغل خو
که دونیا بیتوباره بندی دیل مه
**********************
اجب بیه بیلند و خوش صیفاتی
اَلی مزگی تر از قند و نباتی
ده نوربندی تو شک ندروم ازیزوم
مگم قیرو کمک بی ایتیاتی
***********************
بوگی شیری نیشانی از محل خو
بیسه سَم کو ده گوش دیل غزل خو
سونی قَیشَخ شوده جاغه مه توغ کو
بیدی ماخ از لبای پور اَسل خو
************************
تو نوربندگ اجب جادوگیری نی
ده خاویم تا گول صوب شبکیری نی
مه ره ایلمگ کیده خود تو توتا نی
موی تریگ مه ره خاگیشتیری نی
**********************
تنا شیشتی دیل پیتو گولی گول
بلی شانه مویا پورتو گولی گول
ده مه ثابیت شوده از قاش تو که عیده
نی یه آجد ده مایی نو گولی گول
************************
گاج رنگه به لی کاکول تو باشوم
رفیقی خنده ی مقبول تو باشوم
بیخانوم شیعر ایشقی از تای دیل
تو گول باشی و مه بولبول تو باشوم
****************************
بوی پیچه تو ده سومبول نه باشه
از تو واری کسی مقبول نه باشه
الی از تای دیل دایم می خانوم
خودیت گول باشی اومریت گول نه باشه
************************
تو واری گول گولی مقبول نه باشه
پیرو لَو لَو چپه کاکول نه باشه
الی دایم امی باشه دووایم
چیراغ توخینه تو گول نه باشه
***********************
الا ای مایی تابوی ازاره
چیمایت قاصیدی فصل بهاره
بیشی بیخیم صوبا سفر ره یی یوم
کنوم قد تار موی تو ایستیخاره
************************
بی غیر از تو نی یوم تکمیل کوجایی
گیریفتاروم ده درد سیل کوجایی
موفامی کوی مونوم شَو تا گول صوب
کوجایی یار نازوک دیل کوجایی
**************************
ساده نوربند و بی موشکیل مه باشی
گولی اومید کولی آصیل مه باشی
جگه پایتو به لی اوقره مه باشه
امیشه نازنین دیل مه باشی
**************************
غد ر سودا ده سر موری گولی مه
زی آليم بی خبر موری گولی مه
مه ره توغ کو که بی تو دم مه بوره
چيکه بازم سفر موری گولی مه
**********************
ازيز و نرم خويی مايی تابو
اميشه خنده رويی مايی تابو
ده بين دوخترون شار کابول
اجب مرغوله مويی مايی تابو
**********************
لاته خو تر کو بيل شيفت قچر مه
تَو يم ره کم کَنو او موتبر مه
اوقس گيمرِی کنوم از مغز ديل خو
که شور نخری ديگه از تای سر مه
************************
اليگو کشکی چوغلی در بيگيره
آشيقی مه و ديلبر سر بيگيره
نيلغه واری کنوم قد موی شی بازی
اگه ده تخت ديل بيستر بيگيره
***********************
کوجايی يار کم پيدای آشيق
مزه دار از تو شود دونيای آشيق
بليبور ده بانه توغ کيده تو
سر و جان و ديل شيدای آشيق
الماس راجز درقعر زمین نمی توان پیدا کرد و حقایق را جز در اعماق فکر نمی توان یافت . "ویکتورهوگو"